عبد الله قطب بن محيى
89
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
چه ، منافى تفريد نيست . و لهذا مؤمنان در جنت موسع باشند در شهوات كه وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ « 1 » پس آثار آن مبدأ موضوع آن روز ظاهر گردد ؛ و اشارت به اين سرّ است آنچه از بعضى سلف منقول است كه با يكى از اصحاب خود گفت كه تو مشتاق به حور مىباشى ؟ او ازآنجاكه خامى مبتديانه است گفت : نه ، چه مىپنداشت كه حور از قبيل حسنات اين جهان است كه اشتياق به آن مثبت شرك است در محبت ، فرمود چنين مكن مشتاق مىباش به حور كه نور روى حور از نور روى خدا است ، او چون اين سخن بشنود و از اين سرّ بوى برد ، فى الحال بيفتاد و بىهوش شد ! و اين اشاره است به آن كه نشئهء آخرت نشئهء حقه است كه دال است بر مبدع خود و مبيّن او است نه حجاب است بر او و داعى به سوى خود ، همچون دنياى ملعونه . ( و جواب از سؤال سيّم : ) آن است كه اكل و شرب و امثال آن ، من حيث انّها مقتضيات النفس ارتكاب نبايد كرد ، از آن روى ارتكاب بايد كرد كه امر خداى است يا رخصت او ، و اين بر اين وجه مثبت شركت نيست ، چه اين بر اين وجه نه مقتضى نفس است ، خلاف مقتضاى نفس است . چنانچه سهل بن عبد اللّه فرمود كه هر عمل كه به متابعت كنند ، بلى [ گفتنى ] است بر نفس و هر عمل كه بىمتابعت كنند ، موجب بعد است از خداى عزّ و جلّ و اگرچه نماز و روزه باشد . اگر كسى سؤال كند كه ما بسيار اكل و شرب كنيم بىآنكه بر ما حاضر باشد نيّت متابعت عزيمت خداى عزّ و جلّ يا رخصت او ، گوييم : لاجرم بسيار چيزها هم كه عزيمت و رخصت خداى عزّ و جلّ آنجا نباشد كنى و نام خود بدان در جريدهء عاصيان و بدان ثبت كنى و اگرچه اين نام در اين حالت تو را ثابت شود ، اما پيشبينان در همان دم كه تو اكل و شرب بىحضور نيّت مىكردى اين نام بر تو مىديدند ، چه عاقل در خشت خام بيند آنچه جاهل در آينه بيند و صدّيقان كه اهل عصمت و
--> ( 1 ) . سوره زخرف ، آيه 71 « و در آنجا است آنچه دلها آن را بخواهند و ديدگان را خوش آيد » .